یاد داشت
یاد داشتهای تبلیغ
موضوعات
1ـ اشعار
هجوم ناگهان و وای زینب!
به سمت کاروان و وای زینب!
تن آقا بدون غسل و دفن و
بدون سایه بان و وای زینب!
شنیده شد صدای مادری که
نشسته قد کمان و وای زینب!
رسیده بر سر گودال اما
خمیده ناتوان و وای زینب!
دوباره دست هایی را که بستند
دوباره ریسمان و وای زینب!
دوباره کربلا غوغا و غوغا
دوباره سایه بان و وای زینب!
شب و صحرا و آتش، طفل و معجر
امان و الامان و وای زینب!
دوباره گمشده در بین صحرا
دو تا از کودکان و وای زینب!
نمانده روی گوشی گوشواره
به لب ها نیمه جان و وای زینب!
برای دخترک های هراسان
نباشد پاسبان و وای زینب!
اشعار ترحیم
ز هجران تو پرپر می زند دل
ز دل تنگی به هر در می زند دل
چو بلبل در فراق رویت ای گل
به دیوار قفس سرمیزند دل
هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد
هرگز ز شست چرخ خدنگی خطا نکرد
خیاط روزگار به بالای هیچ کس
پیراهنی ندوخت که آخر قبا نکرد
کی دیدهای دو دوست که جوزا صفت بدند
کایامشان چو نعش یک از یک جدا نکرد
وقتی شنیدهام که وفا کرد روزگار
دیدم به چشم خویش که در عهد ما نکرد
هر دل که سوز عشق تکانش نمیدهدحق در حریم قرب، مکانش نمیدهد
تا نشکند دلی به حقیقت، خدای عشقنور و صفا به جوهر جانش نمیدهد
چون شمع هر که دعوی روشنگری کندتقدیر غیر اشک روانش نمیدهد...
هر گل که بیشتر به چمن میدهد صفاگلچین روزگار، امانش نمیدهد
آلالهای که داغ ندیدهست، دست غیبجا در صف شکستهدلانش نمیدهد
هر دل که نیست تشنۀ جام بلا، خدایسودای عشق و سوز نهانش نمیدهد
وآنکس که دل به آل علی بست، جبرئیلجز حرف عاشقی به زبانش نمیدهد...در نینوای عشق کسی بهتر از حسیناز جان، رضا به مرگ جوانش نمیدهد...
آنقدر تشنه است که یک بوسۀ وداعپایان به آتش هیجانش نمیدهد
صد چشمِ انتظار به ره مانده است و اشکمهلت به دیدۀ نگرانش نمیدهد
پشت سر مسافرش از خیمه آب ریختوقتی که دید گریه امانش نمیدهد
زیباتر از علی کسی از اهلبیت وحیجان در ره امام زمانش نمیدهد...
آندم بریدم
آندم بریدم از زندگی دلکه آمد به مسلخ شمر سیه دلاو می دوید و من می دویدماو سوی مقتل من سوی قاتلاو می دوید و من می دویدماو سوی مقتل من سوی قاتلاو می نشست و من می نشستماو روی سینه من در مقابلاو می کشید و من می کشیدماو از کمر تیغ من آه باطلاو می برید و من می بریدماو از حسین سر من غیر از او دلاو می برید و من می بریدماو از حسین سر من غیر از او دل
هرگز کسی چون من تن بی سر
بوسیدم آن جائی که پیغمبر نبوسید
حیدر بنوسید همان زهرا نبوسید
حتی که جبریل امین هم آن بنوسید
وقتی که در دریای خون زینب شنا کرد
لب را به رگهای برادر آشناکرد
گفتار که ای برادرم کو رأس پاکت
بینم چرا اینگونه من غلطان به خاکت
این سر که ریزد از لبش شهد حلاوت
فردا به نوک نی کند قرآن تلاوت
با این که این سر مشکوات نور است
مهمان سرایش کنج تنور است
مگر کفن به کربلا مگر بوریا نبودمگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبودمگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنندمگر که پاره پیرهن به پیکرش روا نبودسرش به نوک نیزه ها تنش به خاک کربلاکفن برای او بجز شکسته نیزه ها نبودتشنه جگر شهید شد ز ظلم دشمنان مگر؟فرات مهر مادرش سیده النساء نبودگر از بدن بریده شد سر عزیز مصطفیدگر به نوک نیزه ها نهادنش سزا نبود------به سوی شام و کوفه ات چه ظالمانه می برننمی روم ولی مرا به تازیانه می برنسر تو را به روی نی زدند این ستمگراننمی رو م ولی مرا به این بهانه می برن
مشب حسین باخدا عهدو وفا می کند
فردا سَرَش از قَفا شِمرُ جدا می کند
اَدایِ پِیمانِ خود،به کربلا می کند
زِنوجوانانِ خود،زِیاوَر و اُقرَبا
به راهِ یزدان فدا،به نینوا می کند
زِ عشقِ محبوبِ خود،گرفته پا تا سرش
بِبُرده هفتادو دو،فدایی بر داورش
خَلیلِ دشتِ بَلا،زِ اکبر و اصغرش
زِ مهرُ قربانیِ راهِ خدا می کند
سَلیلِ خَتمِ رُسُل،زِکینۀ کوفیان
زِسوزِ لب تشنگی،بَر آرد از دل فَغان
زِ کینِ شمرِ لَعین،نَبَرد آب روان
به تیغِ بُرّان سَرَش،زِ کین جدا می کند
نداد آب آن لعین به شاه آب آفرین
کشید تیغ ستم به قتل سلطان دین
رقیه
دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود
گوشه ی ویرانه جای بلبل زهرا نبود
.
جان بابا ! خوب شد بر ما یتیمان سر زدی
هیچ کس در گوشه ی ویران به یاد ما نبود
.
دخترم ! روزی که من در خیمه بوسیدم تو را
ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود
.
جان بابا ! هر کجا نام تو را بردم به لب
پاسخم جز کعب نی ، جز سیلی اعدا نبود
.
دخترم ! وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت ؟
عمّه آیا در کنارت بود بابا یا نبود
جان بابا ! هم مرا ، هم عمّه ام را می زدند
ذرّه ای رحم و مروّت در دل آن ها نبود
.
دخترم ! وقتی عدو می زد تو را بر گو مگو
سیّد سجّاد زین العابدین آن جا نبود ؟
.
جان بابا ! بود امّا دست هایش بسته بود
کس به جز زنجیر خونین یار آن مولا نبود
.
دخترم ! آن شب که تنها اوفتادی از نفس
مادرم زهرا مگر با تو در آن صحرا نبود ؟
.
جان بابا ! من دویدم زجر هم می زد مرا
آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود
.
دخترم ! من از فراز نی نگاهم بر تو بود
تو چرا چشمت به نوک نیزه ی اعدا نبود ؟
.
جان بابا ! ابر سیلی دیده ام را بسته بود
ورنه یک لحظه دل من غافل از بابا نبود
.
دخترم ! ماشورها بر شعر ” میثم ” داده ایم
ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود
.
جان بابا ! دست آن افتاده را خواهم گرفت
زآن که او جز مادح و مرثیه خوان ما نبود
اربعین
باز آمدم ای همسفر ، ای تشنه کامم من زینبم پیروز بر گشته ز شاممبا کودکان خسته ات باز آمدم من با یک دل پر غصه و زار آمدم منخواهم عزای روز عاشورا بگیرم شاید خدا لطفی کند اینجا بمیرماینجا تنت را استخوان بشکسته دیدم بر سینه ات شمر لعین بنشسته دیدمدیدم نهاده خنجرش زیر گلویت آن لحظه دیدی من آمدم روبرویتروز اربعین اهل بیت وارد کربلا شدند ، مثل برگ خزان زده ، از بالای شترها روی زمین افتادند ، یکی می گوید: حسینم ، یکی می گوید: برادرم ، یکی می گوید : پسرم ، عمه سادات زینب روضه می خواند گفت :هُنا ذُ بِحَ الحسینَ بِسَیفِ شمرٍ هُنا قَد تَرَّبُوا مِنُُهُ الجَبینا
گفت : اینجا همان جائی است که شمر سر حسینم را جدا کرد ، اینجا همان جایی بود که پیشانی او را بر خاک زمین نهادند .
هُنا العَباسُ فی یومٍ عَبوسٍ حِیالَ الماءِ قَد اَمسی رَهِینا ً
(آمد کنار نهر علقمه ، زنها بیایید ، بنی اسد بیایید ، اینجا همان جایی است که روز عاشورا عباسم را جدا کردند )اینجا همان جایی است که روز عاشورا عباس را کنار فرات نگه داشته شد نگذاشتند به خیمه بیاید .
هُنا ذَبَحوا لرَّضِیعَ بِسَهمٍ حِقدِ فَما رَحِمُوا الصّغارَ المُرضَعِینا
همین جا بود با تیر کینه ، سر علی اصغر شیر خوار را بریدند ، حتی به کودکان شیر خوار رحم نکردند .
هُنا مَزَقوا الخِیامَ و حَرِّ قُوها و َ قُسِّمَ فَیثُنا فِی الخائِنِینا
همین جا بود که خیمه ها را آتش زدند ،اموال ما را به غارت بردند1هر جای دنیا کسی کشته ببینه چه بشناسی و چه نشناسی، یکی می یاد یه چیزی روش بندازه، سنته، یهودیام این سنت را دارند، گفت بابای من سه روز بدنش زیر آفتاب ماند، همه ی بدن های دشمن را دفن کردند، بابای من بدنش روی زمین افتاد، من دستهایم بسته بود مثل جدم علی که بابا سر مادرم رسید، دستاش بسته بود، از کنار فاطمه اش عبورش دادند من را هم از کنار بدن بابام عبور دادند ... .
یادم نمی رود آن ساعتی که در دل خاک عریان فتاده بود بدن چاک چاک چاک
شهید رضا اسماعیلی
داعشی ها دورش کردن تا تیر داشت با تیر جنگید تیرش تموم شد، داعشی ها نیت کرده بودن زنده بگیرنش، همون موقع حاج قاسم هم توی منطقه بود،خلاصه اینقدری این بچه رو زدن تا دیگه بدنش هم کم آورد و اسیر شد ولی یک لحظه سرشو از ترس پایین نیاورد،تشنه بود آب جلوش می ریختن روزمین، فهمیدن حاج قاسم توی منطقس، برا این که روحیه حاج قاسم روخراب کنن بیسیم رضا اسماعیلی گرفتن جلو دهن رضا و چاقو گذاشتن زیر گردنش کم کم برا این که زجر کشش کنن آروم آروم شروع کردن به بریدن سرش و بهش می گفتن حضرت زینب فحش بده پشت بیسیم، اینقدر یواش یواش بریدن که ۴۵ دقیقه طول کشید! ولی از اولش تا لحظه ای که صدای خر خر گلو آمد این پسر فقط چندتا کلمه میگفت، اصلا من آمدم جونم بدم اصلا من آمدم فدابشم برا حضرت زینب اصلا من آمدم سرم رو بدم یا علی یا زهرا،میگن حاج قاسم عین این ۴۵ دقیقه رو گریه می کرد، بعدم سر رضا رو گذاشتن جعبه و فرستادن برا حاج قاسم 😓😓
✍️امنیت ما اتفاقی نیست عزیزان چقدر سر ها و خون ها دادیم تا توانستیم به این آرامش برسیم ! شادی روح تمامی شهدا علی الخصوص شهید رضا اسماعیلی صلواتی ختم کنید .
صبر از زبان عجز ثنا خوان زینب استعقل بسیط، واله و حیران زینب استدرخطبه اش که کوفه از آن شد سکوت محضگفتی که ممکنات همه به فرمان زینب استابن زیاد شوم به دارالاماره ا شرسوا ز منطق شرر افشان زینب استبر همزن اساس جفا کاری یزیدلحن بلیغ و نطق درخشان زینب استافزون بود ز حوصله خلق عالمیدرد و غمی که در دل سوزان زینب استدر ماتم حسین، پریشانی جهانعکسی ز حال زار پریشان زینب استهر آیه در صحایف علوی به وصف صبرنازل بر انبیا شده در شاُن زینب استایوب صابر است ولیکن در این مقامانصاف ده که ریزه خور خوان زینب استدر قتلگاه جسم برادر به روی دستبگرفت کای خدای من این جان زینب استقربانی توست بکن از کرم قبولکاری چنین به عهده ی ایمان زینب استبا اینکه با عیال برادر به شهر شامدر دست اهل ظلم، گریبان زینب استدارد صغیر امیدی و از روی اعتقادچشمش به لطف بی حد و پایان زینب است
فاطمه زهرا
وَ يَدُهَا فِي يَدِهِ فَوَضَعَهَا فِي يَدِ عَلِيٍّ وَ قَالَ لَهُ يَا أَبَا الْحَسَنِ هَذِهِ وَدِيعَةُ اللَّهِ وَ وَدِيعَةُ رَسُولِهِ مُحَمَّدٍ عِنْدَكَ فَاحْفَظِ اللَّهَ وَ احْفَظْنِي فِيهَا وَ إِنَّكَ لِفَاعِلُهُ يَا عَلِيُّ هَذِهِ وَ اللَّهِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ هَذِهِ وَ اللَّهِ مَرْيَمُ الْكُبْرَى أَمَا وَ اللَّهِ مَا بَلَغَتْ نَفْسِي هَذَا الْمَوْضِعَ حَتَّى سَأَلْتُ اللَّهَ لَهَا وَ لَكُمْ فَأَعْطَانِي مَا سَأَلْتُهُ يَا عَلِي[1]
نمی گویم دو تا فرقش به محراب عبادت شد
علی از استخوان مانده در حلقوم راحت شد
شب وصل و علی را بهترین ساعات و اوقات است
طبیب عالمی مجروح و ممنوع الملاقات است
علی ساعت به ساعت می رود تا مرز بیهوشی
چراغ عشق و ایمان می گذارد رو به خاموشی
صدای وا علیا تا به گردون می رود امشب
ز چشم زینب و فرق علی خون میرود امشب
دگر بر دیده ی محراب و منبر پای مولا نیست
دگر در سفره ی ایتام کوفه نان و خرما نیست
علی دست خدا امشب به جنت می نهد پا را
پیمبر آورد از بهر استقبال زهرا را
ملاقات علی و فاطمه باشد تماشایی
زمظلومی کند مظلومه ای امشب پذیرایی
نشان بر هم دهند از چشم احمد دور و سر بسته
علی فرق شکسته فاطمه پهلوی بشکسته
الا ای زاده ی ملجم جهان زیر و زبر کردی
تو هم با تیغ خود بعد از نبی شق القمر کردی
تو ای دنیا به زیر گل علی را با چه دل بردی
علی را نی که یک دنیا فضیلت را به گل بردی
اخلاق نبوی
و إنك لعلى خلق عظيم[2]
«الخلق هو الملكة النفسانية التي تصدر عنها الأفعال بسهولة و ينقسم إلى الفضيلة و هي الممدوحة كالعفة و الشجاعة، و الرذيلة و هي المذمومة كالشره و الجبن لكنه إذا أطلق فهم منه الخلق الحسن[3]»
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الأمر فإذا عزمت فتوكل على الله إن الله يحب المتوكلين[4]»
كلمه:" فظ" به معناى جفا كار بى رحم است و غليظ بودن قلب كنايه است از نداشتن رقت و رأفت، و كلمه:" انفضاض" كه مصدر فعل" انفضوا" است متفرق شدن است.[5]
بخشش پیامبرص
1ـ وحشی قاتل حمزه سیدالشهدا را بخشید اما پیامبر فرمود: «غیب وجهک عنی» یعنی صورتت را از من دور کن.
2ـ هند دختر عتبه را بخشید
3ـ مرد یهودی که هر روز سر پیامبرص خاکستر می ریخت بخشید
4ـ طلب استغفار برای منافقین
راو از امام صادق ع می پرسد:
«مَا حَدُّ حُسْنِ الْخُلُقِ؟ آنحضرت: «تُلِينُ جَنَاحَكَ وَ تُطِيبُ كَلَامَكَ وَ تَلْقَى أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ»
رسول خدا: ارحموا من في الأرض يرحمكم من في السّماء
رسول خدا: «يَا عَلِيُّ ثَلَاثُ خِصَالٍ مِنْ مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ تُعْطِي مَنْ حَرَمَكَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ[6]»
مردم در هنگام فتح مکه شعار میدادند: « الیوم یوم الملحمه» انتقام است ولی پیغمبر فرمود: «الیوم یوم المرحمه[7]»
مبارزه با ظلم یکی از پیامهای عاشورا
شِيعَةُ عَلِيٍّ ع هُمُ الَّذِينَ لَا يُبَالُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَ وَقَعَ الْمَوْتُ عَلَيْهِمْ أَوْ وَقَعُوا عَلَى الْمَوْتِ وَ شِيعَةُ عَلِيٍّ ع هُمُ الَّذِينَ يُؤْثِرُونَ إِخْوَانَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ هُمُ الَّذِينَ لَا يَرَاهُمُ اللَّهُ حَيْثُ نَهَاهُمْ وَ لَا يَفْقِدُهُمْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ وَ شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ الَّذِينَ يَقْتَدُونَ بِعَلِيٍّ ع فِي إِكْرَامِ إِخْوَانِهِمُ الْمُؤْمِنِين[8]»
شخصی خدمت امام باقر عرض کرد در کوفه جمعیت ما زیاد است تشریف بیار از شما اطاعت می کنیم امام در جواب فرمود:
يَجِيءُ أَحَدُكُمْ إِلَى كِيسِ أَخِيهِ فَيَأْخُذُ مِنْهُ حَاجَتَهُ فَقَالَ لَا فَقَالَ هُمْ بِدِمَائِهِمْ أَبْخَلُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ النَّاسَ فِي هُدْنَةٍ نُنَاكِحُهُمْ وَ نُوَارِثُهُمْ حَتَّى إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَتِ الْمُزَايَلَةُ وَ أَتَى الرَّجُلُ إِلَى كِيسِ أَخِيهِ فَيَأْخُذُ حَاجَتَهُ فَلَا يَمْنَعُهُ[9]»
سیره امیرالمؤمنین ع در مبارزه با ستم
مغیره بن شعبه به علی ع گفت: عمال عثمان از کار بر کنار نکن بعد از تثبیت حکومت هر که را خواستی عزل کن امام فرمود:«و اللّه لا اداهن في ديني و لا اعطى الرّياء في أمري.
سپس گفت لا اقل کار به معاویه نداشته باش مردم شام از او حرف شنوی دارد عمر وی را در تمام شاه والی قرار داد است: «لا و اللّه لا أستعمل معاوية يومين أبدا[10]»
برخی نوشته اند علی ع در جواب مغیره فرمود: أَ تَضْمَنُ لِي عُمُرِي يَا مُغِيرَةُ فِيمَا بَيْنَ تَوْلِيَتِهِ إِلَى خَلْعِهِ قَالَ: لَا. قَالَ: لَا يَسْأَلُنِي اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) عَنْ تَوْلِيَتِهِ عَلَى رَجُلَيْنِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ لَيْلَةً سَوْدَاءَ أَبَداً[11]: «وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً»
وَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى شُعَيْبٍ النَّبِيِّ ص أَنِّي مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ أَلْفٍ أَرْبَعِينَ أَلْفاً مِنْ شِرَارِهِمْ وَ سِتِّينَ أَلْفاً مِنْ خِيَارِهِمْ فَقَالَ ع يَا رَبِّ هَؤُلَاءِ الْأَشْرَارُ فَمَا بَالُ الْأَخْيَارِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَغْضَبُوا لِغَضَبِي[12].
امام صادق ع:
«إِنِّي لَأَرْجُو النَّجَاةَ لِمَنْ عَرَفَ حَقَّنَا مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِلَّا لِأَحَدِ ثَلَاثَةٍ صَاحِبِ سُلْطَانٍ جَائِرٍ وَ صَاحِبِ هَوًى وَ الْفَاسِقِ الْمُعْلِنِ[13]»
حدود الهی
خدواوند بعد از ذکر نه صفت برای اهل بهشت می فرماید: الحافظون لحدود الله[14]
امرالمؤمنین ع: لا يسعد احد إلّا بإقامة حدود اللّهسبحانه و لا يشقى أحد إلّا بإضاعتها[15].
امرالمؤمنین ع: لو حفظتم حدود اللّه سبحانه لعجّل لكم من فضله الموعود[16].
کار شیطان مرز شکنی است پیغمبرص مبعوث شد شیطا ناله کرد
«إِنَّ إِبْلِيسَ عَدُوُّ اللَّهِ رَنَ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ: يَوْمَ لُعِنَ، وَ يَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ، وَ يَوْمَ بُعِثَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ يَوْمَ الْغَدِيرِ[17]»قالَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله وسلم :
سَيَأْتِي عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا يُكْرِمُونَ العُلَماءَ إلاّ بِثَوْب حَسَن وَلا يَسْمَعُونَ الْقُرْآنَ إلاّ بِصَوْت حَسَن وَلا يَعْبُدُونَ اللهَ إلاّ في شَهْرِ رَمَضانَ، لا حَياءَ لِنِسائِهِمْ وَلا صَبْرَ لِفُقَرائِهِمْ، وَلا سَخاءَ لاَِغْنِيائِهِمْ لا يَقْنَعُونَ بِالقَلِيلِ، وَلا يَشْبَعُونَ بِالْكَثِيرِ، هِمَّتُهُمْ بُطُونُهُمْ، وَدِينُهُمْ دَراهِمُهُمْ، وَنِساؤُهُمْ قِبْلَتُهُمْ، وَبُيُوتُهُمْ مَسَاجِدُهُمْ يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما تَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، فَإذا كانَ ذلِكَ إبْتَلاهُمُ الله بِثَلاثِ خِصال: أَوَّلُهَا يَرْفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أَمْوالِهِمْ وَالثَّانِيةُ يُسَلِّط اللهُ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً جائِراً وَالثّالِثَةُ يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِغَيْرِ إِيمان.
وقائع الايّام / 439
الَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله وسلم :
يَأْتِي عَلى أُمَّتي زَمانٌ يَكُونُ أُمَراؤُهُمْ عَلَى الْجَوْرِ وَعُلَماؤُهُمْ عَلَى الطَّمَعِ وَقِلَّةِ الْوَرَعِ، وَعُبّادُهُمْ عَلَى الرِّياءِ، وَتُجّارُهُمْ عَلى أَكْلِ الرِّبا وَكِتْمانِ الْعَيْبِ في الْبَيْعِ وَالشِّرى، وَنِساؤُهُمْ عَلى زِينَةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ ذلِكَ يُسَلَّطُ عَلَيْهِمْ شِرارُهُمْ فَيدْعُوا خِيارُهُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ.
بحار الانوار / 23 / 22
لا یشبعون بالکثیر
اگر نگهدارى كنيد شما حدّهاى خداى سبحانه را هر آينه تعجيل فرمايد از براى شما از فضل خود وعده كرده شده را،
دین و زندگی
أربع إذا كنّ فيك فلا عليك ما فاتك من الدّنيا صدق الحديث و حفظ الأمانة و حسن الخلق و عفّة مطعم[18].
چهار چيز است كه اگر دارى بر آنچه ندارى غم مخور: راستى گفتار و حفظ امانت و نيكى خلق و عفت در كار خوراك.
علی ع: «ثَلَاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فِيهِنَّ رُخْصَةً بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْنِ وَ وَفَاءٌ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ[19]»
به نقل از امام صادق ع لقمان به فرزندش چنین توصیه نمود: «يَا بُنَيَّ كُنْ عَبْداً لِلْأَخْيَارِ وَ لَا تَكُنْ وَلَداً لِلْأَشْرَارِ يَا بُنَيَّ أَدِّ الْأَمَانَةَ تَسْلَمْ لَكَ دُنْيَاكَ وَ آخِرَتُكَ وَ كُنْ أَمِيناً تَكُنْ غَنِيّاً[20]»
وقتی امام حسن ع شهید شد مردم نامه به امام حسین ع مبنی بر خلع معاویه و بیعت با امام حسین ع آنحضرت از این کار امتناع ورزید و فرمود: «أَنَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُعَاوِيَةَ عَهْداً وَ عَقْداً لَا يَجُوزُ لَهُ نَقْضُهُ حَتَّى تَمْضِيَ الْمُدَّةُ فَإِنْ مَاتَ مُعَاوِيَةُ نَظَرَ فِي ذَلِك[21]»
رسول خدا: «ألا أخبركم بأيسر العبادة و أهونها على البدن؟ الصّمت و حسن الخلق[22]»
رسول خدا: «من أعان ظالما سلّطه اللَّه عليه[23]»
رسول خدا: من أعان على خصومة بظلم لم يزل في سخط اللَّه حتّى ينزع[24].
هر كه بوسيله ستمى بر خصومتى كمك كند پيوسته مورد خشم خدا باشد تا دست بردارد.
رسول خدا: من أعان ظالما ليدحض بباطله حقّا فقد برئت منه ذمّة اللَّه و رسوله[25].
هر كه ستمگرى را اعانت كند كه بوسيله باطل خويش حقى را پايمال كند، از حمايت خدا و پيغمبر برون باشد.
رسول خدا: من أعطى حظّه من الرّفق فقد أعطى حظّه من الخير و من حرم حظّه من الرّفق فقد حرم حظّه من الخير[26].
امام صادق ع: صِلَةُ الرَّحِمِ وَ حُسْنُ الْجِوَارِ يَعْمُرَانِ الدِّيَارَ وَ يَزِيدَانِ فِي الْأَعْمَارِ[27].
رسول خدا: «إِنَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ فَسَعُوهُمْ بِبَسْطِ الْوُجُوهِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ[28]»
کلید تمام شر
امام صادق ع: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَاب[29]
امام عسکری ع: «جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ كُلُّهَا فِي بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهَا الْكَذِب[30]»
فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص: قَالَ رَحِمَ اللَّهُ مُؤْمِناً أَمْسَكَ لِسَانَهُ مِنْ كُلِّ شَرٍّ فَإِنَّ ذَلِكَ صَدَقَةٌ مِنْهُ عَلَى نَفْسِهِ
امام باقرع: «لَا يَسْلَمُ أَحَدٌ مِنَ الذُّنُوبِ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَه[31]»
يَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ لَا يَكْذِبُ وَ إِنْ كَانَ فِيهِ هَوَاهُ[32]
عقلانیت در دین
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: «مَنِ اسْتَحْكَمَتْ لِي فِيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصَالِ الْخَيْرِ احْتَمَلْتُهُ عَلَيْهَا وَ اغْتَفَرْتُ فَقْدَ مَا سِوَاهَا وَ لَا أَغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لَا دِينٍ لِأَنَّ مُفَارَقَةَ الدِّينِ مُفَارَقَةُ الْأَمْنِ فَلَا يَتَهَنَّأُ بِحَيَاةٍ مَعَ مَخَافَةٍ وَ فَقْدُ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَيَاةِ وَ لَا يُقَاسُ إِلَّا بِالْأَمْوَاتِ[33]»
رسول خدا: «التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ نِصْفُ الْعَقْلِ[34]»
تربیت اولاد
[1]ـ مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج22، ص484، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1403 ق.
[2] ـ قرآن، القلم، 4.
[3] ـ طباطبايى، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، ج، 19، ص369، بيروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 1402 ه. ق.
[4] ـ آلعمران، 159.
[5] طباطبايى، محمدحسين، ترجمه تفسير الميزان، ج4، ص86، قم، دفتر انتشارات اسلامى،5 ، 1374 ه.ش.
[6] ـ ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، ج1، ص125، قم، جامعه مدرسين،1362 ش
[7] ـ ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة ، ج17، ص272 قم، مكتبة آية الله المرعشي، 1404 ق.
[8] ـ مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج65، ص163، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1403 ق.
[9] ـ شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج5، 121، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1409 ق
[10] ـ مسعودي، مروج الذهب، ج2، ص355، قم، دارالهجره، 1409.
[11] ـ طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، ص87، قم، دار الثقافة، 1414ق.
[12] ـ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج5، ص56، تهران، دار الكتب الإسلامية1407 ق
[13] ـ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج8، ص128، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1407 ق.
[14] ـ التوبه، 112.
[15] ـ تميمى آمدى، عبد الواحد، غرر الحكم و درر الكلم، ص789 ، قم، دار الكتاب الإسلامي1410 ق
[16] ـ آقا جمال خوانسارى، محمد، شرح غرر الحكم، ج5، ص115، تهران، دانشگاه تهران، 1366 ش
[17] ـ حميرى، عبد الله، قرب الإسناد، ص10، قم، مؤسسة آل البيت ع، 1413 ق
[18] ـ پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة، ص202، تهران، دنياى دانش، 1382ش.
[19] ـ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول،ص367، قم، جامعه مدرسين، 1404ق.
[20] ـ وسائل الشيعة، ج12، 156
[21] ـ مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ص32، قم، مؤسسة آل البيت ع، 1413ق.
[22] ـ نهج الفصاحة، ص241.
[23] ـ نهج الفصاحة، ص756.
[24] ـ نهج الفصاحة، ص756.
[25] ـ نهج الفصاحة، ص756.
[26] ـ نهج الفصاحة، ص756.
[27] ـ الکافی، ج2، ص152.
[28] ـ ورام بن أبي فراس، مسعود، مجموعة ورّام، ج1، 90، قم، مكتبه فقيه، 1410 ق
[29] ـ الکافی، ج12، ص693.
[30] ـ بحار الأنوار، ج69، ص263.
[31] ـ ابن شعبه حرانى، حسن، تحف العقول، قم، جامعه مدرسين، 1404ق.
[32] ـ الکافی، ج1، ص12.
[33] ـ الکافی، ج1، ص27.
[34] ـ الکافی، ج4، ص697.
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۱/۰۶/۱۱ ساعت ۱۲:۵۳ ب.ظ توسط m a alemi
|
دراین وبلاگ مطالب ديني،مذهبی،سياسي واجتماعي جالبی رامشاهده خواهی نمود