ماجرای مقابله امام باقر با یزید بعد از حادثه کربلا

بعد از حادثه کربلا و شهادت جانسوز امام حسین در عاشورا، خاندان اهل بیت به اسارت و مظلومیت و به عنوان خارجی (خروج کنندگان بر علیه بنی امیه)، رهسپار سرزمین شام و حکومت بنی امیه، شدند. اما حضرت زینب، با الگو از خطبه فدکیه حضرت فاطمه در روز غصب ولایت امام علی، خطبه غرایی را ایراد، فرمودند. لکن اوج رسوایی یزید در خطبه امام سجاد(ع) در مسجد شام بود، خطبه‌ای طولانی که به رسوایی و آگاهی مردم شام، انجامید.

حتی در این مجلس امام باقر(ع) هم که در سن کودکی، بود با یزید مقابله کرد، و او را رسوا ساخت. ماجرا از این قرار بود که یزید با اطرافیانش در مورد اسراء مشورت می‌کند، اطرافیان یزید، به او مشورت و پیشنهاد دادند همه را به قتل برسان. اینجا امام باقر(ع) در سن کودکی، شروع به سخن می‌کند: بعد از حمد و ثناء الهی به یزید خطاب می‌کند: سفارش اطرافیانت بر خلاف سفارش اطرافیان فرعون در امر موسی(ع) و هارون(ع) است، زیرا آنان در مشورت به فرعون، گفتند: به آن دو (موسی و هارون) مهلت بده، ولی اینان (اطرافیان یزید)، کشتن ما خاندان اهل بیت پیامبر را به تو سفارش کردند، این امر، علتی دارد! یزید گفت: علتش چیست؟ امام باقر(ع) فرمود: آنان (اطرافیان فرعون) حلال‌زاده بودند و اینان (اطرافیان یزید) حرام زاده؛ و همانا، پیامبران و فرزندانشان را جز حرام‌زادگان نمی‌کشند! یزید در مقابل این استدلال کودکی امام باقر، درمانده می‌شود و جوابی ندارد جز اینکه مدتی در فکر فرو می‌رود و بعد هم دستور می‌دهد با بردن آنان از مجلس، رسوایی اش، بیش از این نشود[9]

[9] مسعودی، اثبات الوصیه، ص 181