وظایف والدین
وظایف والدین
الف: نیکو رفتارى
یکى از وظایف مهم والدین نیکو رفتارى با یکدیگر و یا دست کم نمایش نیکو رفتارى و دورى از هر گونه رفتار خشونتآمیز در حضور فرزندان است. ناسازگارى والدین با یکدیگر هر چند طبیعى است و نمک زندگى خوانده مىشود، اما این نمک نباید در منظر دیگر اعضاى خانواده پاشیده شود. خشونت والدین که بیشتر خشونت مرد علیه زن است تا زن علیه مرد، به دیگر اعضاى خانواده نیز سرایت مىکند؛ به گونهاى که پسران خانواده نسبت به دختران خشونت مىکنند و فرزندان بزرگتر به فرزندان کوچکتر ستم مىکنند و این شیوه به مرور یک رویه مىشود و به مراحل حادتر کشیده مىشود تا آن جا که در برخى خانوادهها شدیدترین شکل خشونت به ظهور مىرسد و پدر کشى و فرزند کشى نمایان مىگردد. بر اساس آمار درصد قابل توجهى از خشونت گرایان شاهد خشونت خانوادگى بودهاند و گروه عمدهاى از ایشان خشونت دیده هستند. دکتر خوشابى مىگوید: 34% والدین کودک آزار، خود در کودکى قربانى خشونت قرار گرفتهاند.»44 در قصّه ابراهیمعلیه السلام زیباترین شکل نیکورفتارى دیده مىشود. ابراهیمعلیه السلام با ساره که نازا بود بسیار نیکورفتار بود و هیچ گاه مشکلات و ناتوانى او را به رخ نمىکشید. ساره نیز سپاسگذار رفتار نیکوى ابراهیم بود و گویا به همین جهت کنیز خویش (هاجر) را به آن حضرت بخشید.
ب: شناخت اعضاى خانواده
وظیفه دوم والدین، شناخت مشکلات و زمینههاى بروز خشونت میان افراد و مدیریت آنها است. در یک خانواده هستهاى که امروزه رایجترین شکل زندگى خانوادگى است و نوشتار پیش رو نیز ناظر به این نوع خانواده سامان یافته است، فرزندان در سنین مختلف سنى قرار دارند: برخى کودک، شمارى نوجوان و عدّهاى جوان هستند. بنابراین هر یک از اعضاء ویژگىهاى خاصى دارد که این ویژگىها گاه با خصوصیات دیگران در ناسازگارى قرار مىگیرد و براى دیگران مشکلات خاصى مىآفریند و بستر مناسبى براى خشونت فراهم مىآورد. این خصوصیات اگر از سوى والدین هدایت و مدیریت نشود، درگیرى میان اعضاى خانواده قطعى خواهد بود. پدر و مادرى که ویژگىها و خصوصیات نوجوان و جوان خویش را نمىشناسند و انزواطلبى، خستگى و ملالت، ناسازگارى، عواطف شدید، یارى نرساندن به دیگران، زود رنجى، قهر و... فرزند خود را دشمنى و ناسازگارى با خود مىبیند، به سرعت به رودررویى با فرزند کشیده مىشود و به گمان خود براى اصلاح فرزند به خشونت پناه مىبرند؛ غافل از آن که این خشونت تیغ دو دمى است که والدین و فرزندان را قربانى خواهد ساخت و فضاى خانواده را چنان سرد و بى روح مىسازد که تحمل آن براى تمامى اعضاء ناممکن مىگردد. در این شرایط دختران که کمبود محبت را بیشتر از پسران احساس مىکنند به دام فریبکارانى مىافتند که به دروغ و نیرنگ، ابراز محبت و عشق و علاقه مىکنند و وقتى خانواده را مخالف یافتند اقدام به فرار از خانه مىکنند و پسران نیز مانند دختران به دوستان ناباب و ناسالم پناه مىبرند. بر اساس این اصل شعیبعلیه السلام که ویژگىها و خواستههاى دختران خویش را به خوبى مىشناخت وقتى پیشنهاد استخدام موسىعلیه السلام را از طرف صفورا شنید: «قالت إحداهما یا أبت أستاجره انّ خیر من استأجرت القوى الامین» (قصص /26) و علاقهمندى صفورا به موسى را دریافت در برابر صفورا موضعگیرى نکرد و بر او خشونت نکرد بلکه به خواست او تن داد و به موسىعلیه السلام گفت: «قال إنّى اُرید ان أنکحک احدى ابنتىّ هاتین على ان تأجرنى ثمانى حجج» (قصص/ 27) «(شعیب) گفت: من مىخواهم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى».
ج- حمایت از قربانى خشونت
یکى از وظایف مهم والدین حمایت از خشونت دیده است. فرزندانى که قربانى خشونت مىشوند، از لحاظ روحى و عاطفى بسیار صدمهپذیر خواهند شد و زندگى خانوادگى و اجتماعى موفقى نخواهند داشت، این گروه به سرعت در برابر مشکلات سرفرود مىآورند و دیگر آزارى پیشه مىکنند. بنابراین یکى از وظایف مهم والدین جبران کمبودهایى است که خشونت دیده در وجود خود احساس مىکند. در قصه یوسفعلیه السلام حمایت پدر از فرزند خشونت دیده پیش از خشونت و پس از آن به روشنى دیده مىشود. یعقوبعلیه السلام در مرحله نخست با رفتن یوسفعلیه السلام همراه برادران مخالفت کرد و برادران یوسف را اهل هوا و هوس خواند: «قال إنى لیحزننى أن تذهبوا به و اخاف أن یأکله الذئب» (یوسف/ 13) «قال بل سوّلت لکم انفسکم امراً» (یوسف/ 18) پس از خشونت برادران بر یوسفعلیه السلام نیز همیشه پدر حامى یوسفعلیه السلام بود و برادران او را مذمّت مىکرد و بى اعتمادى خویش را به ایشان اعلام مىداشت.
د- برخورد با خشونت گر
وظیفه دیگر پدر و مادر برخورد منطقى با خشونت گر است. والدین در مواجهه با خشونت خانوادگى چند گزینه پیش رو دارند: گزینه نخست آنکه والدین، خشونت گر را قربانى خشونت جسمى خویش قرار دهند. گزینه دوم آن که در برابر خشونت گر سکوت اختیار کنند و خشونت دیده و خشونت گرا را آزاد گذارند. گزینه سوم آن است که خشونت دیده را تشویق و ترغیب به ایستادگى در برابر خشونتگر کنند. گزینه چهارم با خشونت گر خشونت گفتارى داشته باشند و او را تهدید به خشونت کنند. گزینه پنجم این است که عوامل خشونت را شناسایى کنند و از این طریق خشونت گرا را درمان کنند. گزینه ششم آن که والدین تلفیقى از گزینهها را مد نظر قرار دهند و با انواع خشونت گر شکلهاى متفاوتى از خشونت داشته باشند و عوامل خشونت را از وجود ایشان پاک کنند. از میان گزینههاى یاد شده گزینه نخست به هیچ روى پیشنهاد نمىشود؛ چه این که این گزینه خشونت خانوادگى را تشدید مىکند و محیط خانواده را مملو از کینه و دشمنى مىسازد. گزینه دوم نیز خشونت بیشتر را در پى خواهد داشت و خشونت گر را هر روز جرىتر از روز قبل مىکند. گزینه سوم نیز مناسب نیست و خشونت بیشترى بر قربانى خشونت وارد مىکند؛ چه این که خشونت دیدگان در اکثر موارد از خشونت گران ضعیفتر هستند و توان ایستادگى در برابر خشونت گر را ندارند. گزینه چهارم هر چند در مواردى جواب مىدهد و گروهى از خشونت گرایان را از خشونت بازمىدارد، اما بسیارى از خشونت گرایان به این درمانها پاسخ نمىدهند. گزینه پنجم بسیار مناسب است، اما همه خشونت گرایان را از خشونت باز نمىدارد. گزینه ششم بهترین گزینه است و خشونت خانوادگى را از میان مىبرد و یا دست کم بسیار کاهش مىدهد.
ه - ایجاد مهر و محبت
پنجمین وظیفه والدین ایجاد مهر و محبت میان اعضاى خانواده است. اگر پدر و مادر بتوانند میان فرزندان دوستى و محبت برقرار کنند و آن را نهادینه سازند خشونت در محیط خانواده به کمترین میزان آن خواهد رسید، اما هیچ گاه از میان نخواهد رفت؛ چه این که عوامل بسیارى در گرایش فرزندان به خشونت گرایى دخیل است و برخى از این عوامل از حوزه مدیریت پدر و مادر و خانواده بیرون است و پدر و مادر نمىتوانند تلاش موفقى در جهت زدودن این عوامل داشته باشند. براى نمونه خشونت گرایى میان دوستان مدرسهاى یا میان معلمان و دانشآموزان مىتواند همان تأثیر خشونتگرایى میان پدر و مادر را داشته باشد و دانشآموز را به خشونت گرایى رهنمون سازد. وقتى این دانشآموز آموزه خویش را به محیط خانواده مىبرد والدین نمىتوانند نسبت به این عامل فعالیت در خورى داشته باشند.
راههاى کنترل خشم
کنترل خشم که همان حلم و بردبارى است، در آیات وحى بسیار توصیه شده است و مخاطبان قرآن به خویشتن دارى و نیکورفتارى با دیگران فرا خوانده شدهاند: «و الکاظمین الغیظ و العافین عن النّاس و اللَّه یحبّ المحسنین» (آل عمران/ 134) «و خشم خود را فرو مىبرند و از خطاى مردم در مىگذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.» «و لیعفوا و لیصفحوا ألا تحبّون ان یغفر اللَّه لکم» (نور/ 22) «عفو کنند و چشم بپوشند آیا دوست نمىدارید خداوند شما را ببخشد.» «ادفع بالّتى هى احسن فاذا الّذى بینک و بینه عداوة کانّه ولىّ حمیم. و ما یلقّاها إلاّ الّذین صبروا و ما یلقّاها إلا ذو حظٍ عظیم» (فصلت/ 34-35) «بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است! اما جز کسانى که داراى صبر و استقامتند به آن مقام نمىرسند و جز کسانى که بهره عظیمى (از ایمان و تقوا) دارند به آن نایل نمىگردند. در سخنان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نیز مسلمانان به مدیریت خشم دعوت شدهاند: «اشدّکم من ملک نفسه عند الغضب»45 «پرتوانترین شما کسى است که به هنگام غضب نفس خود را کنترل کند.» اما پرسش اساسى در باب مدیریت خشم این است که چگونه فردى که به خشم آمده است، خشم خود را کنترل کند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار ندهد؟ راههاى گوناگونى براى هدایت خشم و رسیدن به حلم و بردبارى وجود دارد. برخى از این روشها عبارتند از:
الف: تغییر وضعیت
یکى از روشهاى مهم کنترل خشم، تغییر وضعیت است. در روایت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم مىخوانیم: «اذا غضب احدکم و هو قائم فلیجلس فان ذهب عنه الغضب و الا فلیضطجع»46 و امام باقرعلیه السلام مىفرماید: «ان الرجل لیغضب فما یرضى أبدا حتى یدخل النار، فأیما رجل غضب على قوم و هو قائم فلیجلس من فوره ذلک، فأنّه یذهب عنه رجز الشیطان، و أیما رجل غضب على ذى رحم فلیدن منه فلیمسه فان الرحم اذا مست سکنت»47 «هر گاه مردى غضب کند هیچ گاه راضى نمىشود تا این که داخل آتش شود. پس هر مردى که بر قومى غضب کند در حالى که ایستاده است پس به سرعت بنشیند چه این که نشستن رجز شیطان را از او دور مىکند و هر گاه غضب کند بر خویشاوندى پس به آن خویشاوند نزدیک شود و او را لمس کند زیرا مس خویشاوند غضب را فرو مىنشاند.» و در روایت دیگرى مىخوانیم: «هر زمان مردى غضب کرد پس اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بایستد و هر گاه مردى بر خویشاوند خود غضب کرد، پس بهترین کار آن است که به خویشاوند خود نزدیک شود و او را در آغوش گیرد؛ چه این که هر گاه خویشاوندى خویشاوندى را در آغوش گیرد آرامش مىیابد.»48 در روایات یاد شده تغییر وضعیت جسمانى مورد توجه قرار گرفته است که طبیعتاً این تغییر وضعیت تغییر وضعیت روحى را به دنبال خواهد داشت. اما بر اساس آیات قصه موسىعلیه السلام تغییر وضعیت روحى نیز نمىتواند خشونت را از میان ببرد یا از شدت آن بکاهد. وقتى موسىعلیه السلام با غضب سر و ریش هارون را مىگیرد، هارون با گفتن «یا ابن ام» نسبت خود را با موسى یاد مىکند و احساسات موسىعلیه السلام را تحریک مىکند به این امید که موسى از خشونت دست بردارد یا خشونت بیشتر نکند. علاّمه طباطبایى در این باره مىنویسد: «و هى کلمة استرحام و استرآف قالها لاسکات غضب موسى».49 در دانش پزشکى نیز این رهنمود پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و اهل بیتعلیهم السلام به روشنى یاد شده است.
ب: سکوت
یکى دیگر از راههاى کنترل خشم سکوت است. ابن عباس از پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نقل مىکند که آن حضرت فرمود: «اذا غضبت فاسکت و اذا غضبت فاسکت و اذا غضبت فاسکت»50 «هر گاه غضب کردى سکوت کن و هر گاه غضب کردى سکوت کن و هر گاه غضب کردى سکوت کن.» دکتر پیفر از روان شناسان باتجربه در این باره مىنویسد: «اگر خیلى عصبانى هستید چیزى نگویید تا آرام گیرید. اگر آرام باشید شما را بیشتر جدى مىگیرند. طورى رفتار نکنید که دیگران حربهاى علیه شما به دست آورند و به گفته هایتان برچسب غیرمنطقى، احساسى یا هیجانى بزنند. این امر فقط خشم شما را بیشتر مىکند. داد زدن اوضاع را بهتر نمىکند.»51
ج: گوش فرا دادن به سخنان خشونت گرا و مجاب ساختن وى
عناد و لجبازى با فردى که غضبناک است و بى توجهى به خواستهها و سخنان وى او را ناگزیر از برخورد خشونتآمیز مىکند. بنابراین شنیدن سخنان فرد خشمگین و مجاب ساختن او از بهترین راههاى کنترل خشم است. بر این اساس هارون در برابر خشم موسىعلیه السلام خویش را پاسخگو نشان داد و با برانگیختن احساسات موسى و یادآورى نسبت خویش با موسى خشم وى را فرو کاست: «قال یبنؤمَّ لاتأخذ بلحیتى و لابرأسى انّى خشیت ان تقول فرّقت بین بنى اسرائیل و لم ترقب قولى» (طه/ 94) «(هارون) گفت: «اى فرزند مادرم! ]= اى برادر![ ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویى تو میان بنىاسرائیل تفرقه انداختى، و سفارش مرا به کار نبستى!»
د: ترک مشاجره و جر و بحث
مشاجره و جر و بحث با فرد خشمگین جز افزودن خشم نتیجهاى نخواهد داشت. بنابراین یکى از راههاى مدیریت خشم ترک مشاجره با این گونه افراد است.
ه : توجه به آثار زیانبار جسمى و روحى خشونت بر دیگران
یکى دیگر از راههاى کنترل خشم توجه به پیامدهاى خشونت گرى است. فرد خشمگین با خشونت بر دیگران خود را در معرض انواع آسیبهاى جسمى و روحى قرار مىدهد: خود را به هلاکت مىافکند، زشتىها و پلیدیهاى خود را آشکار مىسازد، ایمان خویش را فاسد مىکند، بر عقل خویش کنترل ندارد و به سایر زشتىها و پلیدیها کشیده مىشود. امام علىعلیه السلام مىفرماید: «الغضب یردى صاحبه و یبدى معایبه»52 «خشم و غضب صاحبش را هلاک مىکند و زشتى هایش را آشکار مىکند.» پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «الغضب یفسد الایمان کما یفسد الخلّ العسل»53 «غضب ایمان را فاسد مىکند همان گونه که سرکه عسل را تباه مىسازد.» و امام باقرعلیه السلام مىفرماید: «ان هذا الغضب جمرة من الشیطان توقد فى قلب ابن آدم، و ان احدکم اذا غضب احمرّت عیناه و انتفخت اوداجه و دخل الشیطان فیه فاذا خاف احدکم ذلک من نفسه فلیلزم الارض فان رجز الشیطان لیذهب عنه عند ذلک»54 «غضب پاره آتشى است از شیطان که در باطن فرزند آدم است، و هر گاه یکى از شما غضب کند چشمهایش سرخ مىگردد و رگهاى گردنش باد مىکند و شیطان در وجودش وارد مىشود. پس هر زمان کسى از شما از این حالت خویش بترسد به زمین بچسبد زیرا وسوسه شیطان در آن زمان از وى دور مىگردد.» «من لم یملک غضبه لم یملک عقله»55 «هر کسى غضب خویش را مالک نیست عقل خویش را نیز مالک نمىباشد.»
و: وضو
وضو گرفتن یکى از راههاى کنترل خشم است. پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم مىفرماید: «إن الغضب من الشیطان، و إن الشیطان خلق من النار، و إنما تُطْفا النار بالماء، فإذا غضب أحدکم فلیتوضّأ.»56 دوش گرفتن و شنا کردن نیز به حکم این روایت که آب خشونت را کنترل مىکند، چون وضو گرفتن است.
وظایف نهادهاى اجتماعى
یکى از وظایف مهم حکومتها وضع قوانین و مقررات در راستاى حمایت از قربانیان خشونت و برخورد قانونى با خشونت گرایان است. در این راستا قانونگذاران و حقوقدانان مىتوانند از حقوق کیفرى اسلام و دیگر قوانینى که ناظر به خشونت روحى و روانى و اقتصادى و... سود ببرند. براى نمونه در مورد خشونت جسمى مىتوان از آیاتى که دلالت بر قصاص جانى و دریافت دیه دارد بهره گرفت و خشونت گر را ناگزیر از تن دادن به قصاص یا پرداخت دیه به مجنى علیه کرد: «یا ایّها الّذین آمنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى الحرّ بالحرّ و العبد بالعبد و الانثى بالانثى» (بقره/ 178) «اى افرادى که ایمان آوردهاید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن.» «و من قتل مؤمناً خطأً فتحریر رقبةٍ مؤمنةٍ و دیةٌ مسلّمة إلى اهله» (نساء/ 92) «کسى که مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خون بهایى به کسان او بپردازد.» در مورد خشونت جسمى بر فرزند نیز هر چند برخى روایات دلالت بر عدم قصاص پدر دارد، اما مجازات دیگرى چون تبعید، زندان، تعزیر و... پدران را از خشونت بر فرزندان باز مىدارد. در مورد خشونت روحى و روانى نیز مىتوان از برخى روایات و آیات سود گرفت و خشونت گر را مجازات کرد. براى نمونه قذف نوعى خشونت روحى و روانى است و فردى که چنین خشونتى دارد باید هشتاد تازیانه بخورد: «و الّذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة» (نور/ 4) «و کسانى که زنان پاکدامن را متهم مىکنند سپس چهار شاهد (بر مدعاى خود) نمىآورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید.» در مورد خشونت اقتصادى نیز قانون گذار مىتواند از روایات سود ببرد و خشونت گر را ناگزیر از انجام وظیفه خود کند. براى نمونه مردى که نفقه همسر خویش را نمىدهد، یک خشونت گر است و قاضى مىتواند با تهدید او را ناگزیر از پرداخت نفقه کند و اگر تهدید نتیجه نداد او را ناگزیر از پرداخت نفقه کند.
پی نوشت ها
________________________________________
1 - WWW.hadj.ir/fa/default/php?part 2- روزنامه مردم سالارى، 1383/7/27. 3- روزنامه قدس، 86/2/5. 4- روزنامه جوان، 84/4/13. 5- روزنامه اعتماد، 1385/2/23. 6- همان، 1385/2/19. 7- روزنامه همشهرى، 1385/2/25. 8- روزنامه شرق، 1383/12/16. 9 - WWW.madarzan.com/archives/003665.php 10 - اعزازى، شهلا، زنان کتک خورده، اوّل، تهران، سالى، 24/ 1380. 11 - همان. 12- معظمى، شهلا، همسرکشى از مجموعه مقالات آسیبهاى اجتماعى، تهران، نشر آگاه 1383. 31 - WWW.rahenejatdaily.com/990/85090903.html 41 - www.2rna.com/archives/005086.php 15- کارگزاران 1385/7/9. 61 - www.womenrc.com/namaye.asp?h 17- فخر رازى، الکبیر، سوم، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 50/30. 18- همان. 19- همان، 203/9. 20- ابوالفتوح رازى، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى، 286/11. 21- فخر رازى، الکبیر، 204-203/11. 22- المراغى، احمد مصطفى، تفسیر المراغى، دوم، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 118/12 1985. 23- طباطبایى، محمدحسین، المیزان، دوم، قم، اسماعیلیان، 84/13. 24- فخر رازى، الکبیر، 196/20. 25- واحدى نیشابورى، اسباب النزول. 26- سیوطى، لباب النقول. 27- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، دوم، بیروت، الوفاء، 405/21. 28- ابن براج، المهذب، دوم، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 685/3. 92 - www.gozaar.org/template1 30- فخر رازى، الکبیر، 56/20. 13 - www.Forum.persiantools.com/t38296-page101.html 32- فخر رازى، الکبیر 212/26. 33 - www.sirab.blogfa.com/post-55.aspx 43 - www.dadsetani.ir/newver/detail 35- روزنامه شرق، 1382/8/6. 63 - http://www.weforchange.info/spip.php?article. 37- طوسى، محمد بن حسن، التبیان فى تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 334/8. 83 - http://www.isna.ir/Main/NewsXML.aspx?ID= 39- همان. 40- پیفر، ورا، استرس و روشهاى مقابله، مترجم: آزاده افروز و منا نقیبىراد، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى /184. 41- گلدهورلرنر، هاریت، شعلههاى خشم، مترجم مهدى قراچه داغى، تهران، البرز، 64/ 1375. 42- پیفر، ورا، استرس و روشهاى مقابله، /182. 43- همان، / 184. 44- صداى عدالت 1382/12/23. 45- علامه مجلسى، بحارالانوار، سوم، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 147/74. 46- ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، بیروت، دارالمعرفة، 414/1. 47- حر عاملى، وسائل الشیعه قم، آل البیت، 359-358/15 1412. 48- همان، 363/15. 49- طباطبایى، محمدحسین، المیزان، 193/14. 50- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، الطبعة الثالثة، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1403 ه ، 272/70. 51- پیفر، ورا، استرس و روشهاى مقابله/ 186. 52- حر عاملى، وسائل الشیعه، 358/15. 53- همان. 54- همان، 361/15. 55- همان، 360/15. 56 - مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، 272/70.
inf
تبلیغات
دراین وبلاگ مطالب ديني،مذهبی،سياسي واجتماعي جالبی رامشاهده خواهی نمود