وظایف والدین
الف: نیکو رفتارى
یکى از وظایف مهم والدین نیکو رفتارى با یکدیگر و یا دست کم نمایش نیکو رفتارى و دورى از هر گونه رفتار خشونت‏آمیز در حضور فرزندان است. ناسازگارى والدین با یکدیگر هر چند طبیعى است و نمک زندگى خوانده مى‏شود، اما این نمک نباید در منظر دیگر اعضاى خانواده پاشیده شود. خشونت والدین که بیشتر خشونت مرد علیه زن است تا زن علیه مرد، به دیگر اعضاى خانواده نیز سرایت مى‏کند؛ به گونه‏اى که پسران خانواده نسبت به دختران خشونت مى‏کنند و فرزندان بزرگتر به فرزندان کوچکتر ستم مى‏کنند و این شیوه به مرور یک رویه مى‏شود و به مراحل حادتر کشیده مى‏شود تا آن جا که در برخى خانواده‏ها شدیدترین شکل خشونت به ظهور مى‏رسد و پدر کشى و فرزند کشى نمایان مى‏گردد. بر اساس آمار درصد قابل توجهى از خشونت گرایان شاهد خشونت خانوادگى بوده‏اند و گروه عمده‏اى از ایشان خشونت دیده هستند. دکتر خوشابى مى‏گوید: 34% والدین کودک آزار، خود در کودکى قربانى خشونت قرار گرفته‏اند.»44 در قصّه ابراهیم‏علیه السلام زیباترین شکل نیکورفتارى دیده مى‏شود. ابراهیم‏علیه السلام با ساره که نازا بود بسیار نیکورفتار بود و هیچ گاه مشکلات و ناتوانى او را به رخ نمى‏کشید. ساره نیز سپاس‏گذار رفتار نیکوى ابراهیم بود و گویا به همین جهت کنیز خویش (هاجر) را به آن حضرت بخشید.
ب: شناخت اعضاى خانواده
وظیفه دوم والدین، شناخت مشکلات و زمینه‏هاى بروز خشونت میان افراد و مدیریت آنها است. در یک خانواده هسته‏اى که امروزه رایج‏ترین شکل زندگى خانوادگى است و نوشتار پیش رو نیز ناظر به این نوع خانواده سامان یافته است، فرزندان در سنین مختلف سنى قرار دارند: برخى کودک، شمارى نوجوان و عدّه‏اى جوان هستند. بنابراین هر یک از اعضاء ویژگى‏هاى خاصى دارد که این ویژگى‏ها گاه با خصوصیات دیگران در ناسازگارى قرار مى‏گیرد و براى دیگران مشکلات خاصى مى‏آفریند و بستر مناسبى براى خشونت فراهم مى‏آورد. این خصوصیات اگر از سوى والدین هدایت و مدیریت نشود، درگیرى میان اعضاى خانواده قطعى خواهد بود. پدر و مادرى که ویژگى‏ها و خصوصیات نوجوان و جوان خویش را نمى‏شناسند و انزواطلبى، خستگى و ملالت، ناسازگارى، عواطف شدید، یارى نرساندن به دیگران، زود رنجى، قهر و... فرزند خود را دشمنى و ناسازگارى با خود مى‏بیند، به سرعت به رودررویى با فرزند کشیده مى‏شود و به گمان خود براى اصلاح فرزند به خشونت پناه مى‏برند؛ غافل از آن که این خشونت تیغ دو دمى است که والدین و فرزندان را قربانى خواهد ساخت و فضاى خانواده را چنان سرد و بى روح مى‏سازد که تحمل آن براى تمامى اعضاء ناممکن مى‏گردد. در این شرایط دختران که کمبود محبت را بیشتر از پسران احساس مى‏کنند به دام فریبکارانى مى‏افتند که به دروغ و نیرنگ، ابراز محبت و عشق و علاقه مى‏کنند و وقتى خانواده را مخالف یافتند اقدام به فرار از خانه مى‏کنند و پسران نیز مانند دختران به دوستان ناباب و ناسالم پناه مى‏برند. بر اساس این اصل شعیب‏علیه السلام که ویژگى‏ها و خواسته‏هاى دختران خویش را به خوبى مى‏شناخت وقتى پیشنهاد استخدام موسى‏علیه السلام را از طرف صفورا شنید: «قالت إحداهما یا أبت أستاجره انّ خیر من استأجرت القوى الامین» (قصص /26) و علاقه‏مندى صفورا به موسى را دریافت در برابر صفورا موضع‏گیرى نکرد و بر او خشونت نکرد بلکه به خواست او تن داد و به موسى‏علیه السلام گفت: «قال إنّى اُرید ان أنکحک احدى ابنتىّ هاتین على ان تأجرنى ثمانى حجج» (قصص/ 27) «(شعیب) گفت: من مى‏خواهم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى».
ج- حمایت از قربانى خشونت
یکى از وظایف مهم والدین حمایت از خشونت دیده است. فرزندانى که قربانى خشونت مى‏شوند، از لحاظ روحى و عاطفى بسیار صدمه‏پذیر خواهند شد و زندگى خانوادگى و اجتماعى موفقى نخواهند داشت، این گروه به سرعت در برابر مشکلات سرفرود مى‏آورند و دیگر آزارى پیشه مى‏کنند. بنابراین یکى از وظایف مهم والدین جبران کمبودهایى است که خشونت دیده در وجود خود احساس مى‏کند. در قصه یوسف‏علیه السلام حمایت پدر از فرزند خشونت دیده پیش از خشونت و پس از آن به روشنى دیده مى‏شود. یعقوب‏علیه السلام در مرحله نخست با رفتن یوسف‏علیه السلام همراه برادران مخالفت کرد و برادران یوسف را اهل هوا و هوس خواند: «قال إنى لیحزننى أن تذهبوا به و اخاف أن یأکله الذئب» (یوسف/ 13) «قال بل سوّلت لکم انفسکم امراً» (یوسف/ 18) پس از خشونت برادران بر یوسف‏علیه السلام نیز همیشه پدر حامى یوسف‏علیه السلام بود و برادران او را مذمّت مى‏کرد و بى اعتمادى خویش را به ایشان اعلام مى‏داشت.
د- برخورد با خشونت گر
وظیفه دیگر پدر و مادر برخورد منطقى با خشونت گر است. والدین در مواجهه با خشونت خانوادگى چند گزینه پیش رو دارند: گزینه نخست آنکه والدین، خشونت گر را قربانى خشونت جسمى خویش قرار دهند. گزینه دوم آن که در برابر خشونت گر سکوت اختیار کنند و خشونت دیده و خشونت گرا را آزاد گذارند. گزینه سوم آن است که خشونت دیده را تشویق و ترغیب به ایستادگى در برابر خشونت‏گر کنند. گزینه چهارم با خشونت گر خشونت گفتارى داشته باشند و او را تهدید به خشونت کنند. گزینه پنجم این است که عوامل خشونت را شناسایى کنند و از این طریق خشونت گرا را درمان کنند. گزینه ششم آن که والدین تلفیقى از گزینه‏ها را مد نظر قرار دهند و با انواع خشونت گر شکل‏هاى متفاوتى از خشونت داشته باشند و عوامل خشونت را از وجود ایشان پاک کنند. از میان گزینه‏هاى یاد شده گزینه نخست به هیچ روى پیشنهاد نمى‏شود؛ چه این که این گزینه خشونت خانوادگى را تشدید مى‏کند و محیط خانواده را مملو از کینه و دشمنى مى‏سازد. گزینه دوم نیز خشونت بیشتر را در پى خواهد داشت و خشونت گر را هر روز جرى‏تر از روز قبل مى‏کند. گزینه سوم نیز مناسب نیست و خشونت بیشترى بر قربانى خشونت وارد مى‏کند؛ چه این که خشونت دیدگان در اکثر موارد از خشونت گران ضعیف‏تر هستند و توان ایستادگى در برابر خشونت گر را ندارند. گزینه چهارم هر چند در مواردى جواب مى‏دهد و گروهى از خشونت گرایان را از خشونت بازمى‏دارد، اما بسیارى از خشونت گرایان به این درمان‏ها پاسخ نمى‏دهند. گزینه پنجم بسیار مناسب است، اما همه خشونت گرایان را از خشونت باز نمى‏دارد. گزینه ششم بهترین گزینه است و خشونت خانوادگى را از میان مى‏برد و یا دست کم بسیار کاهش مى‏دهد.
ه - ایجاد مهر و محبت
پنجمین وظیفه والدین ایجاد مهر و محبت میان اعضاى خانواده است. اگر پدر و مادر بتوانند میان فرزندان دوستى و محبت برقرار کنند و آن را نهادینه سازند خشونت در محیط خانواده به کمترین میزان آن خواهد رسید، اما هیچ گاه از میان نخواهد رفت؛ چه این که عوامل بسیارى در گرایش فرزندان به خشونت گرایى دخیل است و برخى از این عوامل از حوزه مدیریت پدر و مادر و خانواده بیرون است و پدر و مادر نمى‏توانند تلاش موفقى در جهت زدودن این عوامل داشته باشند. براى نمونه خشونت گرایى میان دوستان مدرسه‏اى یا میان معلمان و دانش‏آموزان مى‏تواند همان تأثیر خشونت‏گرایى میان پدر و مادر را داشته باشد و دانش‏آموز را به خشونت گرایى رهنمون سازد. وقتى این دانش‏آموز آموزه خویش را به محیط خانواده مى‏برد والدین نمى‏توانند نسبت به این عامل فعالیت در خورى داشته باشند.
راههاى کنترل خشم
کنترل خشم که همان حلم و بردبارى است، در آیات وحى بسیار توصیه شده است و مخاطبان قرآن به خویشتن دارى و نیکورفتارى با دیگران فرا خوانده شده‏اند: «و الکاظمین الغیظ و العافین عن النّاس و اللَّه یحبّ المحسنین» (آل عمران/ 134) «و خشم خود را فرو مى‏برند و از خطاى مردم در مى‏گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.» «و لیعفوا و لیصفحوا ألا تحبّون ان یغفر اللَّه لکم» (نور/ 22) «عفو کنند و چشم بپوشند آیا دوست نمى‏دارید خداوند شما را ببخشد.» «ادفع بالّتى هى احسن فاذا الّذى بینک و بینه عداوة کانّه ولىّ حمیم. و ما یلقّاها إلاّ الّذین صبروا و ما یلقّاها إلا ذو حظٍ عظیم» (فصلت/ 34-35) «بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است! اما جز کسانى که داراى صبر و استقامتند به آن مقام نمى‏رسند و جز کسانى که بهره عظیمى (از ایمان و تقوا) دارند به آن نایل نمى‏گردند. در سخنان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نیز مسلمانان به مدیریت خشم دعوت شده‏اند: «اشدّکم من ملک نفسه عند الغضب»45 «پرتوان‏ترین شما کسى است که به هنگام غضب نفس خود را کنترل کند.» اما پرسش اساسى در باب مدیریت خشم این است که چگونه فردى که به خشم آمده است، خشم خود را کنترل کند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار ندهد؟ راههاى گوناگونى براى هدایت خشم و رسیدن به حلم و بردبارى وجود دارد. برخى از این روش‏ها عبارتند از:
الف: تغییر وضعیت
یکى از روش‏هاى مهم کنترل خشم، تغییر وضعیت است. در روایت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم مى‏خوانیم: «اذا غضب احدکم و هو قائم فلیجلس فان ذهب عنه الغضب و الا فلیضطجع»46 و امام باقرعلیه السلام مى‏فرماید: «ان الرجل لیغضب فما یرضى أبدا حتى یدخل النار، فأیما رجل غضب على قوم و هو قائم فلیجلس من فوره ذلک، فأنّه یذهب عنه رجز الشیطان، و أیما رجل غضب على ذى رحم فلیدن منه فلیمسه فان الرحم اذا مست سکنت»47 «هر گاه مردى غضب کند هیچ گاه راضى نمى‏شود تا این که داخل آتش شود. پس هر مردى که بر قومى غضب کند در حالى که ایستاده است پس به سرعت بنشیند چه این که نشستن رجز شیطان را از او دور مى‏کند و هر گاه غضب کند بر خویشاوندى پس به آن خویشاوند نزدیک شود و او را لمس کند زیرا مس خویشاوند غضب را فرو مى‏نشاند.» و در روایت دیگرى مى‏خوانیم: «هر زمان مردى غضب کرد پس اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بایستد و هر گاه مردى بر خویشاوند خود غضب کرد، پس بهترین کار آن است که به خویشاوند خود نزدیک شود و او را در آغوش گیرد؛ چه این که هر گاه خویشاوندى خویشاوندى را در آغوش گیرد آرامش مى‏یابد.»48 در روایات یاد شده تغییر وضعیت جسمانى مورد توجه قرار گرفته است که طبیعتاً این تغییر وضعیت تغییر وضعیت روحى را به دنبال خواهد داشت. اما بر اساس آیات قصه موسى‏علیه السلام تغییر وضعیت روحى نیز نمى‏تواند خشونت را از میان ببرد یا از شدت آن بکاهد. وقتى موسى‏علیه السلام با غضب سر و ریش هارون را مى‏گیرد، هارون با گفتن «یا ابن ام» نسبت خود را با موسى یاد مى‏کند و احساسات موسى‏علیه السلام را تحریک مى‏کند به این امید که موسى از خشونت دست بردارد یا خشونت بیشتر نکند. علاّمه طباطبایى در این باره مى‏نویسد: «و هى کلمة استرحام و استرآف قالها لاسکات غضب موسى».49 در دانش پزشکى نیز این رهنمود پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و اهل بیت‏علیهم السلام به روشنى یاد شده است.
ب: سکوت
یکى دیگر از راههاى کنترل خشم سکوت است. ابن عباس از پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نقل مى‏کند که آن حضرت فرمود: «اذا غضبت فاسکت و اذا غضبت فاسکت و اذا غضبت فاسکت»50 «هر گاه غضب کردى سکوت کن و هر گاه غضب کردى سکوت کن و هر گاه غضب کردى سکوت کن.» دکتر پیفر از روان شناسان باتجربه در این باره مى‏نویسد: «اگر خیلى عصبانى هستید چیزى نگویید تا آرام گیرید. اگر آرام باشید شما را بیشتر جدى مى‏گیرند. طورى رفتار نکنید که دیگران حربه‏اى علیه شما به دست آورند و به گفته هایتان برچسب غیرمنطقى، احساسى یا هیجانى بزنند. این امر فقط خشم شما را بیشتر مى‏کند. داد زدن اوضاع را بهتر نمى‏کند.»51
ج: گوش فرا دادن به سخنان خشونت گرا و مجاب ساختن وى
عناد و لجبازى با فردى که غضبناک است و بى توجهى به خواسته‏ها و سخنان وى او را ناگزیر از برخورد خشونت‏آمیز مى‏کند. بنابراین شنیدن سخنان فرد خشمگین و مجاب ساختن او از بهترین راههاى کنترل خشم است. بر این اساس هارون در برابر خشم موسى‏علیه السلام خویش را پاسخگو نشان داد و با برانگیختن احساسات موسى و یادآورى نسبت خویش با موسى خشم وى را فرو کاست: «قال یبنؤمَّ لاتأخذ بلحیتى و لابرأسى انّى خشیت ان تقول فرّقت بین بنى اسرائیل و لم ترقب قولى» (طه/ 94) «(هارون) گفت: «اى فرزند مادرم! ]= اى برادر![ ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویى تو میان بنى‏اسرائیل تفرقه انداختى، و سفارش مرا به کار نبستى!»
د: ترک مشاجره و جر و بحث
مشاجره و جر و بحث با فرد خشمگین جز افزودن خشم نتیجه‏اى نخواهد داشت. بنابراین یکى از راههاى مدیریت خشم ترک مشاجره با این گونه افراد است.
ه : توجه به آثار زیانبار جسمى و روحى خشونت بر دیگران
یکى دیگر از راههاى کنترل خشم توجه به پیامدهاى خشونت گرى است. فرد خشمگین با خشونت بر دیگران خود را در معرض انواع آسیب‏هاى جسمى و روحى قرار مى‏دهد: خود را به هلاکت مى‏افکند، زشتى‏ها و پلیدیهاى خود را آشکار مى‏سازد، ایمان خویش را فاسد مى‏کند، بر عقل خویش کنترل ندارد و به سایر زشتى‏ها و پلیدیها کشیده مى‏شود. امام على‏علیه السلام مى‏فرماید: «الغضب یردى صاحبه و یبدى معایبه»52 «خشم و غضب صاحبش را هلاک مى‏کند و زشتى هایش را آشکار مى‏کند.» پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «الغضب یفسد الایمان کما یفسد الخلّ العسل»53 «غضب ایمان را فاسد مى‏کند همان گونه که سرکه عسل را تباه مى‏سازد.» و امام باقرعلیه السلام مى‏فرماید: «ان هذا الغضب جمرة من الشیطان توقد فى قلب ابن آدم، و ان احدکم اذا غضب احمرّت عیناه و انتفخت اوداجه و دخل الشیطان فیه فاذا خاف احدکم ذلک من نفسه فلیلزم الارض فان رجز الشیطان لیذهب عنه عند ذلک»54 «غضب پاره آتشى است از شیطان که در باطن فرزند آدم است، و هر گاه یکى از شما غضب کند چشمهایش سرخ مى‏گردد و رگهاى گردنش باد مى‏کند و شیطان در وجودش وارد مى‏شود. پس هر زمان کسى از شما از این حالت خویش بترسد به زمین بچسبد زیرا وسوسه شیطان در آن زمان از وى دور مى‏گردد.» «من لم یملک غضبه لم یملک عقله»55 «هر کسى غضب خویش را مالک نیست عقل خویش را نیز مالک نمى‏باشد.»
و: وضو
وضو گرفتن یکى از راههاى کنترل خشم است. پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرماید: «إن الغضب من الشیطان، و إن الشیطان خلق من النار، و إنما تُطْفا النار بالماء، فإذا غضب أحدکم فلیتوضّأ.»56 دوش گرفتن و شنا کردن نیز به حکم این روایت که آب خشونت را کنترل مى‏کند، چون وضو گرفتن است.
وظایف نهادهاى اجتماعى
یکى از وظایف مهم حکومت‏ها وضع قوانین و مقررات در راستاى حمایت از قربانیان خشونت و برخورد قانونى با خشونت گرایان است. در این راستا قانون‏گذاران و حقوقدانان مى‏توانند از حقوق کیفرى اسلام و دیگر قوانینى که ناظر به خشونت روحى و روانى و اقتصادى و... سود ببرند. براى نمونه در مورد خشونت جسمى مى‏توان از آیاتى که دلالت بر قصاص جانى و دریافت دیه دارد بهره گرفت و خشونت گر را ناگزیر از تن دادن به قصاص یا پرداخت دیه به مجنى علیه کرد: «یا ایّها الّذین آمنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى الحرّ بالحرّ و العبد بالعبد و الانثى بالانثى» (بقره/ 178) «اى افرادى که ایمان آورده‏اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن.» «و من قتل مؤمناً خطأً فتحریر رقبةٍ مؤمنةٍ و دیةٌ مسلّمة إلى اهله» (نساء/ 92) «کسى که مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خون بهایى به کسان او بپردازد.» در مورد خشونت جسمى بر فرزند نیز هر چند برخى روایات دلالت بر عدم قصاص پدر دارد، اما مجازات دیگرى چون تبعید، زندان، تعزیر و... پدران را از خشونت بر فرزندان باز مى‏دارد. در مورد خشونت روحى و روانى نیز مى‏توان از برخى روایات و آیات سود گرفت و خشونت گر را مجازات کرد. براى نمونه قذف نوعى خشونت روحى و روانى است و فردى که چنین خشونتى دارد باید هشتاد تازیانه بخورد: «و الّذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة» (نور/ 4) «و کسانى که زنان پاکدامن را متهم مى‏کنند سپس چهار شاهد (بر مدعاى خود) نمى‏آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید.» در مورد خشونت اقتصادى نیز قانون گذار مى‏تواند از روایات سود ببرد و خشونت گر را ناگزیر از انجام وظیفه خود کند. براى نمونه مردى که نفقه همسر خویش را نمى‏دهد، یک خشونت گر است و قاضى مى‏تواند با تهدید او را ناگزیر از پرداخت نفقه کند و اگر تهدید نتیجه نداد او را ناگزیر از پرداخت نفقه کند.
پی نوشت ها
________________________________________
1 - WWW.hadj.ir/fa/default/php?part 2- روزنامه مردم سالارى، 1383/7/27. 3- روزنامه قدس، 86/2/5. 4- روزنامه جوان، 84/4/13. 5- روزنامه اعتماد، 1385/2/23. 6- همان، 1385/2/19. 7- روزنامه همشهرى، 1385/2/25. 8- روزنامه شرق، 1383/12/16. 9 - WWW.madarzan.com/archives/003665.php 10 - اعزازى، شهلا، زنان کتک خورده، اوّل، تهران، سالى، 24/ 1380. 11 - همان. 12- معظمى، شهلا، همسرکشى از مجموعه مقالات آسیب‏هاى اجتماعى، تهران، نشر آگاه 1383. 31 - WWW.rahenejatdaily.com/990/85090903.html 41 - www.2rna.com/archives/005086.php 15- کارگزاران 1385/7/9. 61 - www.womenrc.com/namaye.asp?h 17- فخر رازى، الکبیر، سوم، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 50/30. 18- همان. 19- همان، 203/9. 20- ابوالفتوح رازى، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى، 286/11. 21- فخر رازى، الکبیر، 204-203/11. 22- المراغى، احمد مصطفى، تفسیر المراغى، دوم، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 118/12 1985. 23- طباطبایى، محمدحسین، المیزان، دوم، قم، اسماعیلیان، 84/13. 24- فخر رازى، الکبیر، 196/20. 25- واحدى نیشابورى، اسباب النزول. 26- سیوطى، لباب النقول. 27- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، دوم، بیروت، الوفاء، 405/21. 28- ابن براج، المهذب، دوم، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 685/3. 92 - www.gozaar.org/template1 30- فخر رازى، الکبیر، 56/20. 13 - www.Forum.persiantools.com/t38296-page101.html 32- فخر رازى، الکبیر 212/26. 33 - www.sirab.blogfa.com/post-55.aspx 43 - www.dadsetani.ir/newver/detail 35- روزنامه شرق، 1382/8/6. 63 - http://www.weforchange.info/spip.php?article. 37- طوسى، محمد بن حسن، التبیان فى تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 334/8. 83 - http://www.isna.ir/Main/NewsXML.aspx?ID= 39- همان. 40- پیفر، ورا، استرس و روش‏هاى مقابله، مترجم: آزاده افروز و منا نقیبى‏راد، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى /184. 41- گلدهورلرنر، هاریت، شعله‏هاى خشم، مترجم مهدى قراچه داغى، تهران، البرز، 64/ 1375. 42- پیفر، ورا، استرس و روش‏هاى مقابله، /182. 43- همان، / 184. 44- صداى عدالت 1382/12/23. 45- علامه مجلسى، بحارالانوار، سوم، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 147/74. 46- ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، بیروت، دارالمعرفة، 414/1. 47- حر عاملى، وسائل الشیعه قم، آل البیت، 359-358/15 1412. 48- همان، 363/15. 49- طباطبایى، محمدحسین، المیزان، 193/14. 50- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، الطبعة الثالثة، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1403 ه ، 272/70. 51- پیفر، ورا، استرس و روش‏هاى مقابله/ 186. 52- حر عاملى، وسائل الشیعه، 358/15. 53- همان. 54- همان، 361/15. 55- همان، 360/15. 56 - مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، 272/70.
  inf

تبلیغات

دوره‌های آموزشی مجازی